۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

ازدواج دختران ایرانی با مردان چینی در جزیره قشم

برخی از مردان چینی، با تغییر هویت خود، با دختران ایرانی در قشم ازدواج می کنند. گسترش این پدیده می تواند به افزایش تولد فرزندان بی هویت و بی سرپرست منجر شود.

مهین زارع، معاون سازمان ملی جوانان استان هرمزگان، با بیان این مطلب، ضمن اشاره به پدیده ازدواج های غیر قانونی، افزود که برخی از اتباع خارجه، به ویژه افاغنه غیرمجاز، اقدام به ازدواج با اتباع ایرانی ‌کرده اند که حاصل آن گسترش زنان و کودکان بی‌سرپرست بوده است.

وی به آمار و علل ازدواج دختران ایرانی با اتباع خارجی اشاره ای نکرد، اما به گزارش رسانه ها بیش از 25 هزار نفر از دختران ایرانی با افاغنه فاقد مجوز در ایران ازدواج کرده اند که حاصل آن فرزندانی بی شناسنامه و بدون هویت و محروم از خدمات اجتماعی هستند. بیشتر این دختران در سنین پایین، به علت فقر شدید، تنها با دریافت شیر بهایی به مردان افغان فروخته شده اند و اکثر آنان نیز خود را "سیاه بخت" می دانند.

به گفته سودا، که در سن 11 سالگی به یک مرد افغان فروخته شد، پس از فوت پدر، مادرش برای گذران زندگی او را به مردی افغان فروخته است.

صدور حکم جلب برای مادر زندانی سیاسی

مسئولان قضایی برای مادر حسین رونقی ملکی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به عنوان "مطلع "حکم جلب صادر کرده‌اند.

یکی از نزدیکان حسین رونقی ملکی با بیان اینکه برای زلیخا موسوی مادر این زندانی سیاسی حکم جلب صادر شده است  که اتهام وی "اطلاع رسانی در مورد وضعیت فرزندش" عنوان شده است.

خانوادهٔ رونقی ملکی طی ماه‌های اخیر بار‌ها از سوی نیروهای امنیتی مورد تهدید قرار گرفته بودند.

حسین رونقی ملکی که از آذرماه سال ۸۸ تاکنون در زندان محبوس است، دچار نارسایی کلیوی ست و سلامتی وی به شدت در معرض خطر قرار گرفته است.
گفته می‌شود مسئولان زندان به دستور مستقیم وزارت اطلاعات و دادستانی از درمان این زندانی سیاسی ممانعت به عمل می‌آورند.

این وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر، که پیش‌تر از سوی دادگاه انقلاب با حکمی ۱۵ ساله مواجه شده است، از زمان بازداشت تاکنون از حق استفاده از مرخصی محروم بوده است.

وی هم چنین مانند سایر زندانیان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، از حق برقرای تماس و ملاقات حضوری با خانوادهٔ خود نیز محروم است.

فعال دانشجويی داخل دانشگاه در مشهد بازداشت شد

سید علی صابری فعال دانشجویی دانشگاه غیرانتفاعی بهار مشهد صبح روز یکشنبه یک اسفند در کلاس درس به آموزش دانشگاه فراخوانده که با ماموران وزارت اطلاعات مواجه می شود. به گفته شاهدان عینی ماموران قصد زدن دستبند را داشتند که با ممانعت مسئولین دانشگاه مواجه میشوند و در نهایت بوسیله دوخودرو زانتیا به مکان نامعلومی منتقل میشود.

طبق آخرین خبرهای دریافتی چهارشنبه چهارم اسفند جلسه دادگاه ایشان برگزار خواهد شد.لازم به ذکر است پرونده وی در دادگاه انقلاب در جریان است.

سید علی صابری از اعضاي ستاد مهندس موسوی در شهر مشهد بوده است. سید علی صابری از دانشجویان فعال در روزهای پیش و پس از انتخالات در شهر مشهد میاشد.

گفتنی است عضویت در ستاد انتخالاتي مهندس موسوی ، فعالیت در فیس بوک و شرکت در برنامه های جنبش سبز از اتهامات اصلی این فعال دانشجویی میباشد.

شایان ذکر است پیش از این سید علی صابری با علی صابری دیگر فعال دانشجویی مشهد ، دبیر پیشین انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک و عضو سازمان ادوار شعبه خراسان در اخبار منتشره اشتباه شده بود

خانواده این فعال دانشجویی از مکان نگهداری اين دانشجو تا کنون بی خبر هستند

در روزهای گذشته بیشتر از 10 فعال دانشجویی دانشگاه هاي فردوسی ، آزاد ، پيام نور و بهار مشهد بازداشت شده اند.

دانشجویان دانشگاه های مشهد اعلام کرده اند در صورت ادامه بازداشت فعالین دانشجویی مشهد ، در صحن دانشگاه های این شهر تحصن خواند نمود.

رفتار غیرانسانی مزدوران رژیم با فرزندان موسوی و رهنورد


به گزارش سایت کلمه، فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در نامه ای شرح درد و رنجی را که در این دو هفته بی خبری از پدر و مادر بر آنها رفته، روایت کرده اند.

متن کامل این نامه  به شرح زیر است:

به نام حق

آخرین بار که دیدیم شان دو هفته پیش بود، دور هم بودیم نه اینکه دلشاد که همهمه حزن و درد آسیب خوردگان این سالها جایی برای شادی ما باقی نگذاشته بود امامهر مادری و پدری انقدر نزدیکمان بود که باور نمی کردیم که تنها سه روز بعد از ما دریغ شود این همه لطف.

غروب ۲۵ بهمن آخرین بار صدای مادر را شنیدیم، از پشت تلفن . یک خودروی ون کوچه اختر را بسته بود. فکر کردیم موقتی است شاید…فکر کردیم مگر می شود ۱۳ روز پشت دری ایستاد و به انتظارصدایی و اشاره ای که مادر و پدر هنوز هستند، زنده هستند، سالم هستند و دری و درهایی که هیچ وقت گشوده نشوند و چراغ های خانه ای که روشن نشوند دیگر.

یک هفته پیش به سراغشان رفتیم. خودروی ون به شکلی پارک شده بود که از کنارش یک کاغذ هم رد نمی شد. مردانی که از خودرو پیاده شدند، نقاب داشتند. آدامس می جویدند و در جواب سوال ما که براساس کدام حکم فرزندانی را ازدیدن پدر و مادرشان محروم می کنید، پرخاش کردند: «به شما چه مربوط که حکم کجاست؟از کجاست؟از طرف کیست؟پرسیدیم در خودروی ون چند نفر هستید؟باز هم پرخاش که به شما چه مربوط؟ پرسیدیم شیشه های خودروی تان چرا سیاه است؟گفتند به شما چه مربوط؟»

واقعا به ما چه مربوط بود که پدر و مادرمان کجا هستند؟! به فاصله تنها ۷۲ ساعت، آنقدر غریبه شده بودیم!

تکیه زدیم به ماشین. غروب هم رسید.مردان نقاب دارمی پاییدند ما را.توی صورتمان زل می زدند و می کاویدند و جوابی هم نمی دادند. تاریکی شب که رسید چراغی روشن نشد. خانه همچنان تاریک و تاریک تر می شد.هیچ نشانی از زندگی هم نبود. نه صدایی…نه حتی کیسه زباله ای کنار در.

محافظان را هم مرخص کرده بودند. بازگشتیم. چند مرد هم دنبالمان. از بن بست اختر تا فروردین، سر پاستور پشت سر ما می آمدند. با فاصله ای آنقدر اندک که لابد صدای مان را بشنوند.

فردا شب بازگشتیم.این بار از سر کوچه ی خورشید، کوچه ی کناری هم راه مان ندادند. در جواب سوال های معمول که هر فرزند نگرانی حق پرسیدن دارد یا سکوت کردند یا پرخاش.

باران می بارید و روشنایی خیابان پاستور فقط برق های دستگاه جوشکاری بود. همان که دری به سیاهی این روزهایمان را سر کوچه اختر جوش می داد. از پیاده روی مقابل که رفتیم ببینیم چه می گذرد، دو مرد مانع شدند. توهین کردند. گفتند یک سال شما تاختید و حال نوبت ماست. بازهم مردان نقاب داشتند.علاوه بر خودروی ون، دری بزرگ و آهنی. بدتر از میله های زندان سر کوچه جوش می دادند.

می گفتند: حقشان است و ما نمی خواستیم بحث سیاسی کنیم. ما تنها فرزندانی نگران بودیم. گفتند این یک سال هم اگر کشتیم، خوب کردیم که کشتیم. ما کشتیم ، چون آنها را که کشتیم، آدم نبودند. صورت ندا و سهراب و محسن روح الامینی مقابل چشمانمان آمد. و باز صورت و صورت به خون غلتیده یاران دیگر وعلی و خانواده اش.

ناله های مادرانه در گوشمان می پیچید. و صبر دردمندانه عمه بر پیکر علی و مادران بر مزارها. این چه کسی بود که می گفت آدم نبودند، آنها را که کشتیم! گفت : «الله اکبر گفتن هایتان هم دروغ است.»گفت و گفت و گفت. اسلحه نشانمان دادند و باز هم راندند ما را.

در جواب اصرار ما برای خواستن دلیلی، گفتند «زنگ می زنیم نیروی انتظامی بیاید و همه شما را ببرد. »در آن خیابان بلند، گویی درختان بی برگ فریاد می زدند به کدامین گناه؟ فریاد می زدند که دختران آب و آتش را پدر و مادری از جنس کوه و سرو و گلهای یاس سالهاست که از ترس رهانده اند.

بچه ها بی تابی می کردند.کودک دو ساله می خواست به عادت معهود فاصله کوتاه کوچه خورشید و اختر را بدود و اسم پدربزرگش را صدا کند و آن لبخند دردمند و بیگناه و آن دستهای گرم و مهربان در آغوشش بگیرد . بهانه می گرفت.آن دیگری ،هفت ساله، گوشه ای کز کرده بود و ابراز دلتنگی می کرد و می گریست. دوربین هایشان مدام از این صحنه ها عکس می گرفت .تا حتی کودکانمان نیز بسان دشمنی در دفترشان برای تهدید و روز مبادا گنجانده شوند!

بازهم چراغی توی خانه روشن نبود.هیچ نشانی که دلگرم مان کند که پدر و مادرمان هنوز توی خانه هستند، اگرچه محصور و به ناحق … و صحبت از حق چه این روزها دشوار است!

به مامورانی که مانع ورود ما شده بودند گفتیم که می خواهیم تا سر کوچه برویم . گفتند می خواهید کوچه را ببینید که چه؟ اصلا کوچه چه مفهومی دارد ؟ گفتیم کوچه ی اختر یعنی خانه ی پدر و مادر.خانه ی ما . کوچه یعنی ردپای خسته مادری که به اندازه تمام جهان درد داشت . پدری که دلش برای فرزندان ایران می تپید . برای ما یعنی تمام لحظات امنیت.یعنی بهشت. یعنی بوی خدا، یعنی عطر یاس های کنار جانماز پدر، یعنی درد مشترک.

آن شب به تلخی و سنگینی گذشت…

آن لحظه نفرین هم نکردیم .به ما گفت بودند نفرین نکنید که این جهان آه کشیدیم. خدا ناظربود. ناظر این ظلم و بی منطقی. ناظر تپیدن دل های مضطرب ما، بی تابی بچه های کوچمکان توی سرمای شبانگاهی زمستان.

دو شب ما که دستمان از همه جا کوتاه بود و نمی دانستیم دادمان را از کدام بی داد گری بخواهیم نیمه شب عازم خیابان پاستور شدیم.
دری غول پیکر و سیاه سر کوچه گذاشته بودند. با یک محفظه کوچک که آن هم بسته بود و در از بیرون قفل شده بود . از گوشه در می دیدم . سه ماشن توی کوچه پارک شده است بعد از در زدن های طولانی مردی با نقاب از پشت در گفت چه می خواهید؟

چه می خواستیم جز خبری، نشانی، از بودن پدر و مادر در خانه، از سلامت آنها. از اینکه غذایی می رسد به آنها؟ اگر می رسد سالم است اصلا؟ ما بودیم و تجربه تلخ سالها حوادث نگران کننده.

جوابمان را ندادند. بازهم تهدید کردند که می گوییم پلیس بیاید ببرندتان، توهین، قضاوت و سکوت:

پدر و مادر خودتان هم بود، همین داستان بود؟آنها چه کرده اند؟ جز طلبیدن حق؟جوابش فحاشی و بی احترامی است؟ جواب هشت سال نشسته خوابیدن پدر در سالهای جنگ، مبارزه درسالهای جوانی و میانسالی و دلسوزی در پیری این است؟ چه بی رحم است و فراموشکار این روزگار! که این تنها قسمت پدر و مادر ما نیست که سهم مادران و پدران دردمند بسیاری است که پاسخ حق جویی خود را چنین ناجوانمردانه دریافته اند. و گلوله ها و تازیانه ها بیش از درد ما راوی این داستان تاثر برانگیزند.

باری دیگر باز برای سراغ گرفتن و خبری هرچند کوچک از سلامتی پدر و مادرمان به پاستور رفتیم. این بار حتی منفذ باریک میان دو لنگه در فلزی را هم با ورقه ای آهنین پوشانده بودند. اصلا از سر خیابان هم راهمان نمی دادند.گفتند دستور این است که خانواده موسوی حق ندارند وارد پاستور شوند! آی ی ی حق! تو چه واژه مظلومی هستی! مظلومتر از خانوادهای داغدار شهیدان و دل نگران اسیران!

بالاخره با اصرار تا سر کوچه رفتیم و از باریکه نیم سانتی که باز بود با زحمت توی کوچه را نگاه کردیم.پشت این در سیاه فلزی یک در بزرگ آهنین دیگر هم نصب کرده بودند! موازی همان یکی که قبل تر بود . این همه ترس و پنهان کاری برای چیست؟! این همه در آهنی و حفاظ و قفل برای چیست؟ این مردان نقاب پوش بدون حکم به دستور چه کسی پدر و مادری را در پس درهای آهنین پنهان کرده اند؟ آفتاب زندگی ما را ؟ مگر نه اینکه آفتاب طلوع می کند نوازشگر و مهربان تا صبح دل انگیز ظهور؟

آیا ماموران امنیتی با هویت ناشناس در دفتر کوچک کار پدرم سکنی کرده اند؟ دفترش را غصب کرده اند؟ خانه اش را غصب کرده اند؟ نوه ها و فرزندان و دامادها را محروم کرده اند از دیداری و گرفتن خبری.

بدون حکم قضایی، بدون احترام. بدون شفافیت. که مارا صد البته نیازی به احترام کسی که پدر و مادرمان را در حصر کرده است نیست. کسی که مایل است مخوف و پر از پنهان کاری باشد. حصری که در آن حتی حقوق یک شهروند متهم عادی که سلامتش تایید می شود و سلامت غذا و دارویش نیز مشخص است، در آن رعایت نشده است. شجاعت این را ندارند که بگویند از کدام مافوق دستور می گیرند؟ شجاعت این را ندارند که نقاب هایشان را بردارند و با فرزندان این دومحصور روبرو شوند.

روزی خیابان پاستور. کوچه اختر برای ما خانه اولمان بود. پر از سادگی و صفا و مهربانی و احترام ! ۱۱۰۰ متر نبود! قصر هم نبود! یک خانه دوست داشتنی قدیمی با گلها و درختهایی که پدری شاعر و نقاش کاشته بود با عطر پرده کعبه که از لای قرآن جانماز پدر می آمد و خانه ای آکنده از مهر و شور و جنبش مادر . امروز خیابان پاستور، کوچه اختر را با دیوار فلزی حصر کرده اند. حصاری غیر قانونی که هیچ از پشت آن اطلاع نداریم.

می دانیم پدر و مادرمان در هیچ محکمه صالحی محاکمه نشده اند. می دانیم پدر و مادرمان اصلا جرمی مرتکب نشده اند. می دانیم وقتی دو در بزرگ فلزی سر خانه نصب کرده اند، معنای خوبی ندارد.می دانیم وقتی چراغی روشن نمی شود مفهوم خوبی ندارد.

دو هفته می گذرد از ندیدن شان. هیچ چیز نشنیدیم جز فحاشی و توهین و نگاههای سرد و یخی. نمی دانیم این درد را کجا فریاد بزنیم.

تنها می دانیم که خداوند یاور مظلومان است

می دانیم که نور زخورشید جو بو که برآید

دختران رهنورد و موسوی

پنج شنبه پنج اسفندماه ۱۳۸۹

محمد یزدی: رساله‌های مراجع را به‌طور محرمانه کنترل می‌کنیم

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از نظارت محرمانه بر محتوای رساله‌های مراجع خبر داد.

محمد یزدی امروز پنجشنبه در اجلاسیه جامعه مدرسین با علمای بلاد که در سالن قدس مدرسه عالی امام خمینی برگزار شد در پاسخ به اظهارات شبستری امام جمعه تبریز پیرامون نظارت بر رساله‌ها، اظهار داشت: دو سال پیش کمیسیونی به منظور نظارت بر رساله‌ها تشکیل شد و فعالیت این کمیسیون یک سال به صورت محرمانه انجام می‌شد.

وی با اشاره به اینکه این کمیسیون دارای اساسنامه است تصریح کرد: جلسات این کمیسیون هر ماه برگزار می‌شود و شخصیت‌های مقبول حوزه در این کمیسیون حضور دارد.

وی خاطرنشان کرد: در گذشته اگر مسأله رساله‌ها از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیگیری می‌شد اما اکنون این وزارت‌خانه نظر کمیسیون مذکور را اخذ می‌کند.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه مصالح ایجاب می‌کرد که این جلسه به صورت محرمانه برگزار شود، تاکید کرد: تاکنون جلوی تعداد قابل توجهی از رساله‌ها که از نظر شرعی درست نبود چاپ شود گرفته شد و با چاپ رساله‌هایی نیز موافقت شد.

( احتمال مهاجرت چند کارگردان مطرح به خارج

سایت فردا در تهران: شنیده شده است در پی اختلاف شدید بین اعضای هیأت مدیره خانه سینما با معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چند تن از فیلم سازان برجسته کشور قصد دارند به خارج از کشور مهاجرت کنند.

با وجود اعلام قبلی و نصب وسیع بیلبوردهای افتتاح متروی مشهد توسط رئیس‌جمهوری، احمدی‌نژاد برای افتتاح این پروژه به مشهد سفر نکرد.

شنیده‌ایم که یکی از کارگردانان سینمای ایران با وزیر فرهنگ یکی از کشورهای اسلامی منطقه دیدار کرده و مقام فوق قول همه‌گونه همکاری برای ساخت یک پروژه فیلم فاخر و کلان مربوط به تاریخ اسلام را به او داده است.

برای نخستین بار "شاخه خارج از کشور" حزب منحله مجاهدین انقلاب اقدام به صدور بیانیه های تحریک آمیز در حوادث اخیر نموده است.

در پی اقدامات انجام شده سیگار قاچاق خارجی در سطح شهر تهران به شدت کمیاب شده است.

شنیده ایم که در اتاق فکر یک "جریان خاص شبه اصول‌گرا" این تحلیل قوت گرفته است که با اجرای هدفمندی یارانه‌ها و بهره‌مندی دو دهک پایین جامعه از مزایای این طرح حدود 12 میلیون رای روستایی آماده جذب توسط این جریان می‌باشد.

سفر بی ‌سروصدای مقام ارشد كره ‌شمالی به ایران

وزیر خارجه كره شمالی در یک سفر رسمی به ایران آمده است.

روزنامه واشنگتن پست نوشت: معاون وزیر خارجه كره‌شمالی گفت كه تهران و پیونگ یانگ هر دو در یک سنگر بر علیه قدرت‌های زورگو و مغرور هستند.

پاک كیل یون، معاون وزیر خارجه كره شمالی طی دیداری با محمد رضا رحیمی، معاون رئیس‌جمهوری ایران این اظهارات را بیان كرد.

رحیمی در این دیدار گفت: گسترش روابط بین تهران و پیونگ یانگ خاری در چشم قدرتهای زورگوی جهان است.

این اظهارت وی اشاره‌ای واضح به آمریكا بود.


ایران برای مدت طولانی است كه از اظهارنظر در مورد روابط نزدیكش با كره‌شمالی خودداری كرده است.

واشنگتن‌پست در پایان مدعی شد: در ماه نوامبر، یک برآورد اطلاعاتی آمریكا نشان می‌داد كه ایران موشک‌های پیشرفته‌ای كه قابلیت هدف‌گری پایتخت‌های كشورهای اروپایی را دارد، از كره‌شمالی دریافت كرده است.

۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

پسر کوچک قذافی به مردم پیوست/فرستاده قذافی پناهنده شد

به گزارش شبکه تلویزیونی عرب زبان "الحرة" متعلق به آمریکا، کوچکترین پسر قذافی بنام "سیف العرب" که برای سرکوب مردم به منطقه شرق لیبی اعزام شده بود به مردم پیوست.

وی که با امکانات کامل نظامی از طرف پدرش به شهر "بنغازی" فرستاده شده بود، ساعاتی پیش به نیروهای مردمی پیوست و از پدرش برائت جست.

بنابراین گزارش، سیف العرب سرنوشت پدرش را اینگونه توصیف کرد، پدرم یا خودکشی خواهد کرد یا به آمریکای لاتین فرار خواهد کرد.

معمر قذافی دارای 7 فرزند، 6 پسر و یک دختر است که هرکدام از آنها بخشی از امور کشور را در دست دارند.

قیام مردم لیبی با وجود کشتار بیرحمانه بدست مزدوران قذافی همچنان ادامه دارد و آنها توانسته اند شهرهای شرقی لیبی را از عوامل قذافی پاکسازی کنند.


فرستاده قذافی از مصر درخواست پناهندگی کرد 

منابع خبری در قاهره خبر دادند که احمد قذاف الدم فرستاده شخصی قذافی در مصر از مقام خود استعفا کرد و خواستار پناهندگی سیاسی در این کشور شد. 


توقيف دارايی های قذافی در سوئیس

به گزارش آسوشیتدپرس، دولت سوییس دستور توقیف همه دارایی های متعلق به قذافی را در این کشور صادر کرد.

دولت سوییس اعلام کرد با توجه به اوضاع و تحولات اخیر در لیبی و با توجه به سرکوب خشونت آمیز تظاهرکنندگان ضد دولتی در این کشور دستور توقیف همه دارایی های متعلق به لیبی صادر شده است.

دولت سوییس هدف از این اقدام را تلاش برای جلوگیری از سوء استفاده احتمالی از دارایی های متعلق به لیبی در سوییس اعلام کرد .



مشاور کروبی : مردم را به تجمع دعوت می کنیم

سایت سحام نيوز: اراذل حکومتی – که نام سربازان امام زمان را بر خود گذارده اند – با تصرف کامل منزل کروبی و قطع کلیه ارتباطات وی و همسرش با خارج از منزل ، نگرانی ها در خصوص اجرای نقشه شوم مربوط به حذف فیزیکی این پیشاهنگ شجاع جنبش سبز را به بالاترین حد خود رسانده اند به طوری که هم اکنون نگرانی ها از احتمال به خطر افتادن جان آنها از طریق ارسال مواد غذایی مشکوک ـ توسط عوامل امنیتی ـ هر لحظه افزایش یافته ومتأسفانه نزدیک ترین اعضای خانواده ، قادر نیستند از نزدیک آقای کروبی و همسرایشان سرکار خانم کروبی راملاقات و از سلامت آنها کسب اطمینان نمایند که همین نگرانی در خصوص خانواده شجاع موسوی نیز وجود دارد. وحشی گری نامحدود برخی عناصر حکومتی در سرکوب مردم ، همواره موجب نگرانی آقای کروبی برای سلامت وامنیت هموطنانش بوده وهست . اینجانب و همفکرانم نیز به احترام این نگرانی «شیخ شجاع » تاکنون به خود اجازه نداده ایم که تحرکی فوری برای رفع حصر اقایان را تدارک ببینیم .اما از سوی دیگر ، بر این باوریم که محدود سازی اخیر و حصر خانگی نسبت به رهبران نمادین جنبش سبز ، مقابله رسمی حاکمیت با حقوق مشروعی است که طی بیست ماه گذشته ، مورد مطالبه اکثریت مردم ایران بوده و آقایان کروبی و موسوی بر تحقق آنها پافشاری کرده اند. لذا ضمن تأکید بر رفع فوری و بی قید وشرط محدودیت های اعمال شده علیه خانواده های کروبی و موسوی، به کسانی که هنوز پیام حق جویی مردم ایران و فریاد عمومی آزادیخواهی در منطقه را نشنیده اند هشدار می دهیم که مردم وفادار ایران ، یاران خویش را تنها نخواهند گذاشت ونزدیکان ومشاوران آقای کروبی نیز در اولین فرصت وظیفه خویش را انجام و با اجابت خواسته میلیونها هموطن نگران، برنامه مناسب برای اعتراض به وحشی گری و قانون شکنی بیسابقه حکومت در حصر غیر انسانی آقایان کروبی و موسوی تدارک خواهند دید. این برنامه ها در اولین فرصت از طریق رسانه ها ی عمومی وشبکه های اجتماعی ، به اطلاع عموم خواهد رسید .
……و به زودی ظالمان خواهند دانست که چه سرانجامی در انتظار آنهاست
سید مجتبی واحدی – مشاور مهدی کروبی

هجوم مزدوران رژیم برای جمع آوری دیشهای ماهواره

دیروز مأمورین نیروی انتظامی با هجوم به تعدادی از ساختمانهای شهرک آپادانا در غرب تهران اقدام به جمع آوری و معدوم سازی دیش‌ها ماهواره در این ساختمانها کردند.

احتمال تظاهرات در تهران و آشفتگی نیروهای سرکوب رژیم

گزارش خبرنگار ما از تهران: از حدود ساعت 14:30 امروز بوقت تهران تعداد بیشتری از نیروی های امنیتی و پلیس ضد شورش در نقاط مرکزی تهران مستقر شدند. در برخی خیابان ها همچون تخت طاووس، میدان ولیعصر تا تقاطع جمهوری و در میدان انقلاب و نزدیک دانشگاه هر لحظه بر تعداد این نیروها افزوده می شود.
فضای شهر تهران همچون روزهای 25 بهمن و 1 اسفند ملتهب است و در این فاصله مردم نیز خود را به بخش های مرکزی شهر رسانده اند.
شنیده ها حکایت از آن دارد که امروز از  ساعت 17 در تهران تظاهرات برپا می شود. گرچه برپایی این تظاهرات نسبت به تظاهرات گذشته چندان با فراخوان های گسترده ای روبرو نبوده است اما آنچنان باعث ترس و دلهره مسئولان حکومتی شده که چندین یگان پیاده و سواره در خیابان ها مستقر و حکومت نظامی برقرار کرده اند.
گزارش پیش از ظهر
امروز تردد نیروهای امنیتی و ضد شورش در خیابانهای مرکزی تهران و اطراف دانشگاه بیش از روزهای گذشته بود. در برخی نقاط شهر به ویژه میادینی چون هفت تیر، ولیعصر و پارک دانشجو بیش از همیشه نیروهای ضد شورش و موتورسوار مستقر شده است.
فضای سایت های اجتماعی نظیر فیس بوک و تویتر گویای بسیاری از موضوعات مهم جامعه امروز ایران است. سقوط دیکتاتوری های منطقه، روحیه جوانان ایران برای ادامه اعتراضات را بیش از پیش بالا برده و به همین میزان در بین مسئولان حکومتی ترس و دلهره و در نتیجه یاوه گویی به همراه داشته است.
پاسدار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در گفتگو با خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس) از افزایش نیروهای این سازمان در سطح شهر تهران در ایام عید خبر داده و دلیل آن را تامین امنیت مردم برای خرید عید بیان کرده است.

افزایش گرانی انواع مواد خوراکی در آستانه عید نوروز

گزارش از تهران: در آستانه عید نوروز قیمت انواع مواد خوراکی در بازار تهران افزایش شدیدی داشته است. امروز قیمت هرشانه تخم مرغ در تهران به 5هزار تومان رسید که بسیاری از مردم را متعجب کرد و حتی برخی از خریدن آن منصرف شدند.

همچنین افزایش قیمت سوخت باعث گران شدن کرایه تاکسی ها شده است. با توجه به این موضوع میزان مسافرین تاکسی ها به شدت کاهش پیدا کرده است و از طرفی سرویس حمل و نقل عمومی نیز ظرفیت این حجم مسافر را ندارد.

یک راننده تاکسی در شرق تهران می گفت، کم شدن درآمد او طی هفته های اخیر سبب شده بود تا تصمیم بگیرد تاکسی خود را واگذار نماید. وی هنگامی که برای واگذاری تاکسی به سازمان تاکسیرانی مراجعه کرده بود متوجه شده که حدود 4هزار نفر در لیست واگذاری تاکسی های خود هستند.

ایمیل های خوانندگان از حضور گسترده نیروهای رژیم در تهران

امروز در خیابانهای منتهی به خیابان انقلاب نیروهای گارد و پلیس مستقر شده اند....همان نیروهایی که در روزهای تظاهرات مستقر میشوند. خبری در پیش است

****

تهران ساعت 5
در خيابان انقلاب چهار راه انقلاب تقاطع جمهوري خيابان وليعصر، بلوار كشاورز، تقاطع ججاب ميدان فاطمي و خيابانهاي اطراف تعداد بي شماري نيروي انتظامي و سگهاي هار ولايت فقيه با صورتهاي ماسك زده و وحشت زده مستقر شده اند و تعداد زيادي نيروي لباس شخصي در كنار مسجد نور واقع در ميدان فاطمي در حال عرض اندام هستند با باتوم در پياده رو در حال رفت آمد هستند تعداد نيرو ها در اين ساعات خيلي زياد در تمام كوچه ها يفرعي هم ونهاي نيروي انتظامي مستقر شده است با اين حال مردم بي يكديگر مي گويند:عيد بدون خامنه اي مبارك! مردم

****

تمام مسير آزادی تا فردوسی پر از گارد شده.تمام ميدان آزادی تا سر استاد معيين و جلوی درب اصلی دانشگاه شريف صدها نيروی ويژه مستقرشده.اين نيروها در صادقيه ابتدای تهران نو ميدان عشرت آباد ميدان ژاله ميدان جمهوری ميدان ارگ و سر بازار هم هستند. احتمالا ميخواهند موسوی و كروبی را دستگير كنند شايد هم اتفاق خطرناكی مثل مرگ برای كروبی و همسرش افتاده

****

ظهر که از هفت تیر رد میشدم شاهد حضور انبوهی از نیروهای انتظامی و موتورسوار بودم که بعضا مستقر وبعضی دیگر درتردد بودند و حضور متعجب مردم هم در این بین دیدنی بود.

****

اين ها مى ترسند که دوستشان قذافى در ليبى سقوط کند و مردم ايران به خيابان هاى ايران بياىند و شادى کنند.

ممنوع التدریس شدن عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم

دانشجونیوز: سید حسین جاودانی عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم خراسان و از فعالان سابق دانشجویی، از تدریس در دانشگاه پیام نور مشهد محروم شد.

حسین جاودانی دارای مدرک کارشناسی ارشد تاریخ از دانشگاه تهران است که در چند سال اخیر در این دانشگاه مشغول به تدریس بوده است.

بنابر بر گزارش های رسیده به دانشجونیوز، این اقدام غیر قانونی بنابر دستور حراست دانشگاه و با فشار نهادهای امنیتی رخ داده است.

حراست دانشگاه این اقدام را درخواست اداره اطلاعات مشهد دانسته و علت آن را انتشار مقالات این فعال سیاسی اعلام نموده است.

این اقدام در حالی رخ داده است که هیچ حکم قضایی برای این فعال سیاسی و جود نداشته است و مسئولان وزارت علوم همواره فشار سیاسی بر دانشجویان و اساتید دانشگاه را رد کرده اند.

شایان ذکر است که این محرومیت در حالی رخ می دهد که ایشان هنوز چندین واحد برای تدریس در ترم جاری داشته است.

لیبی، افزایش شدید بهای نفت در بازارهای جهانی

به گزارش خبرگزاری رویتر از لندن، با ادامه ناآرامیها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و نگرانی ناشی از احتمال کاهش چشمگیر عرضه نفت، بهای نفت برنت دریای شمال امروز هشت دلار و پنجاه و چهار سنت افزایش یافت و به یکصد و نوزده دلار و هفتاد و نه سنت در هر بشکه رسید.

این خبر در حالی منتشر می شود که در پی قیام مردمی لیبی تولید نفت این کشور به یک چهارم کاهش یافته است.

شبکه خبری العربیه به نقل از کارشناسان اعلام کرد که در صورت قطع صادرات نفت الجزایر و لیبی بهای نفت ممکن است به 220 دلار برسد .