۱۳۸۹ تیر ۲۴, پنجشنبه

ترفند تعطیلی دو روزه دولت نتوانست اعتصاب بازار را بشکند


جعفر پویه

در اعتراض به افزایش 70 درصدی مالیات نسبت به سال گذشته، بازاریان تهران و در پی آن بازاریان اکثر شهرهای کشور دست به اعتصاب زدند. دولت احمدی نژاد که به طور یکجانبه و سرخود مالیات اصناف را نسبت به سال گذشته 70 درصد افزایش داده بود، سعی کرد با ترفندهای گوناگون مانع گسترش اعتصاب شده و آنرا در نطفه خفه کند.
گسیل گله اوباش حکومتی به بازار، همراهی و پشتیبانی نیروی انتظامی از اوباش عربده کش و ضرب و شتم بازاریان و تخریب تعدادی از حجره ها نیز راه به جایی نبرد. اقدام به سرکوب دولت با حربه های پوسیده نه تنها مانع گسترش اعتصاب نشد بلکه، دیگر اقشار بازار را نیز به عکس العمل واداشت و اعتصاب به سرعت گسترش یافت. در اکثر شهرستانها نیز بازاریان به صف اعتصاب پیوستند. دولت تلاش کرد تا از طریق "شورای اصناف" صدای اعتراض را خوابانده و اعتصاب را متوقف کند. به همین منظور بارها رادیو تلویزیون حکومتی عقب نشینی دولت را اعلام کرد و گفت که تنها مالیاتها 15 درصد افزایش خواهد یافت اما این ترفند نیز کارگر نیفتاد زیرا بسیاری از اصناف، توافقهای رییس "مجمع امور صنفی" با مقامهای سازمان امور مالیاتی را نپذیرفتند و اعتصاب ادامه پیدا کرد. دولت برای متوقف کردن اعتصاب حیله دیگری طرح کرد و اعلام نمود به علت گرمای هوا، دو روز به تعطیلات دو روزه اضافه خواهد شد. با این ترفند دولت فکر می کرد پس از تعطیلات چهار روزه نه تنها از گسترش خبر اعتصاب جلوگیری کرده بلکه، اصناف را وادار به عقب نشینی خواهد کرد. اما اینگونه نشد و پس از تعطیلات، بازار همچنان به اعتصاب خود ادامه داد. یکی از اعضای "اتاق بازرگانی صنایع و معادن تهران" به رادیو آلمان گفته است: "اتاق بازرگانی در تلاش بود تا موضع رسمی خود پیرامون تحولات اخیر را اعلام کند اما تعطیلی غیرمنتظره دولتی باعث شد امکان برگزاری جلسه رسمی از بین برود."
با این حساب دولت فکر می کند توانسته با تعطیلات ابتکار عمل را از تشکلهای اصناف گرفته و خود همچنان یکه تازی کند. در همین رابطه علی عسکری، رییس کل سازمان امور مالیاتی کشور در تلویزیون ایران اعلام کرد: "در پی توافق نمایندگان شورای اصناف و دولت بر افزایش 15 درصدی، مالیات دهندگان می توانند بیش از نیمی از مالیات خود را به صورت قسطی بپردازند."
اما بازاریان علت عقب نشینی 55 درصدی دولت و طرح فزایش 15 درصدی را ترفندی برای به تعویق انداختن افزایش 70 درصدی می دانند. بازاریان می گویند: "ماموران دارایی در بررسی اظهارنامه‌های مالیاتی مودیان، عنوان "علی‌الحساب" را قید می‌کنند و بدین ترتیب دولت می‌تواند در آینده نزدیک از اصناف بخواهد که مبلغ بیشتری را علاوه بر ۱۵ درصد پرداخت کنند."
از این رو اصناف بازار می گویند: "تا زمانی که دولت تضمینی برای محدود ماندن افزایش مالیات به ۱۵ درصد ارایه نکند، به اعتراض و اعتصاب خود ادامه خواهند داد."
گزارشهای رسیده از بازار تهران حاکی از ادامه اعتصاب و وجود جو به شدت امنیتی است. اخبار، حکایت از اعتصاب بازار اصفهان دارد و از تبریز نیز خبر می رسد که اعتصاب، بازار سر پوشیده این شهر را به کلی تعطیل کرده است. در کرمانشاه بازار نیمه تعطیل است و خرید و فروش انجام نمی شود.
با اعتصاب یکپارچه بازار نشان داده شد که هیچگونه اعتمادی به دولت دست نشانده رهبر و ولی فقیه درمانده رژیم از سوی هیچ قشر و یا نهادی وجود ندارد. دولتی و رژیمی که خود را به مردم پاسخگو نمی داند و به رای و نظر آنان توجهی نمی کند، نمی تواند از آنان مالیات چند برابر بگیرد و هیچ پاسخی درباره چگونگی هزینه کردن آن ندهد.
دولت امنیتی – نظامی احمدی نژاد که برکشیده توسط رهبر و ولی فقیه رژیم است، از هیچ مشروعیتی برخوردار نیست. اعتصاب می تواند یکی از راه های کم هزینه برای از پای درآوردن دولت ضد مردمی و آدمکش رژیم ولی فقیه باشد. باید از اعتصاب بازاریان حمایت کرد و اقشار دیگر به ویژه کارگران را تشویق کرد تا به توسل به قدرت اعتصاب سراسری، دولت سرکوبگر و ضد مردمی امنیتی - نظامی را به زانو درآورند.

پناهنده ایرانی؛ دادگاه حقوق بشر اروپا تركيه را محكوم كرد

دادگاه حقوق بشر اروپا، دولت تركيه را به دلیل زندانى كردن يک دانشجوی ايرانى پناهنده در این کشور محكوم كرد

این دادگاه می گوید ترکیه این دانشجوى ايرانى را كه موقعيت پناهندگى داشته، زندانی کرده است.

تركيه قصد استرداد این دانشجوی ايرانی به رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی را داشته است.

هم اکنون شمار زیادی از پناهجویان ایرانی در ترکیه در بلاتکلیفی بسر می برند.

کشورهای اروپايی برای پذیرفتن این پناهجویان که عمدتا طی یکسال گذشته از ایران گریخته اند، زیر فشار قرار دارند.


۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

خسارت هر روز تعطیلی ۲ هزار میلیارد تومان است



هر روز تعطیلی ۲ هزار میلیارد تومان به کشور خسارت وارد می کند.دکتر حیدرپور عضو کمیسیون امنیت ملی با بیان این مطلب به روزنامه خراسان گفت: براساس محاسبات کمیسیون امنیت ملی هر روز تعطیلی که به کشور تحمیل می شود ۲ هزار میلیارد تومان یا ۲ میلیارد دلار به کشور خسارت وارد می کند. وی افزود: متاسفانه در سال های اخیر برای صرفه جویی در مصرف برق، گاز و آب در مواقع بحرانی آسان ترین راه یعنی تعطیلی ادارات دولتی و اجرایی اتخاذ می شود که کشور را به حالت نیمه تعطیل در می آورد. در حالی که با اجرای سیاست های اصلاح الگوی مصرف می توان در مصرف انرژی و آب صرفه جویی ایجاد کرد.عضو کمیسیون امنیت ملی خاطرنشان کرد: اگر دولت با اجرای سیاست های اصلاح الگوی مصرف، میزان مصرف برق را ۱۰ درصد کاهش دهد نیازی به تعطیلی ادارات برای صرفه جویی در مصرف برق نخواهد بود.به گفته وی هزینه تولید ناخالص ملی سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار است که با توجه به ۲۵۰ روز کاری در سال در هر روز تعطیلی معادل ۲ هزار میلیارد تومان یا ۲ میلیارد دلار به کشور خسارت وارد می شود.

شهرام امیری وارد ایران شد

به گزارش رسانه های حکومتی در ایران ، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی
اعلام کرد با تلاش های انجام شده از سوی جمهوری اسلامی و همکاری موثر
سفارت پاکستان در واشنگتن دقایقی پیش شهرام امیری با بدرقه رئیس دفتر
حفاظت منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن خاک آمریکا را از طریق کشور ثالث
به مقصد جمهوری اسلامی ایران ترک کرد.



جمهوری اسلامی ادعا می‌کند که شهرام امیری توسط ماموران امنیتی امریکا و
عربستان سعودی در مدینه ربوده شده است.

این در حالی است که سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفته است که شهرام
امیری، کارشناس هسته‌ای ایرانی، آزادانه به آمریکا آمده، آزادانه آنجا
زندگی کرده و اکنون آزادانه می‌تواند این کشور را ترک کند.

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

شهر دوسلدورف آلمان ۵۰ پناهجوی ایرانی را می‌پذیرد

رادیو آلمان: شورای شهر دوسلدورف آلمان با تقاضای احزاب سوسیال‌دمکرات و سبزهای این کشور مبنی بر پذیرش ۵۰ پناهجوی ایرانی موافقت کرد. این پناهجویان در چارچوب برنامه‌ی کمک‌رسانی سازمان ملل به آوارگان پذیرفته می‌شوند. در حال حاضر ۴ هزار پناهجوی ایرانی در ترکیه زندگی می‌کنند و در انتظار مهاجرت به کشورهای دیگر هستند. این افراد در پی برخورد با معترضان از ایران گریخته و در انتظار مهاجرت به کشورهای دیگر هستند. حزب سبزهای آلمان خواستار پذیرش بیشتر پناهجویان ایرانی در آلمان شده است.

هفت سال پس از قتل زهرا کاظمى ”فرهنگ مصونيت از مجازات“ در ايران هم‌چنان قربانى مى‌‌گيرد…





سازمان گزارشگران بدون مرز در اطلاعيه اى که منتشر کرده نوشته است: ۷ سال پس از قتل زهرا کاظمى ”فرهنگ مصونيت از مجازات“ در ايران هم‌چنان قربانى مى‌‌گيرد
٢٠ تيرماه ١٣٨٩ هفتمين سالگرد قتل زهرا کاظمى خبرنگار ايرانى‌تبار کانادايى در زندان اوين است.
هفت سال است که عاملان اين قتل از مصونيت کامل کيفرى بهره‌مندند. سکوت و انفعال نهادهاى بين‌المللى که حمايت‌گران رعايت حقوق بشرهستند، مساعد کننده اين مصونيت است. امروز بدرفتارى، تجاوز و شکنجه زندانيان در زندان‌هاى ايران به امرى رايج بديل شده است و آمران جنايات در زندانها پستهاى مهم نظام را اشغال کرده‌اند. از جمله آنها سعيد مرتضوى دادستان سابق تهران که يکى از متهمان اصلى قتل زهرا کاظمى است.
زهرا کاظمى خبرنگار ايرانى‌تبار کانادايى در دوم تير ماه ١٣٨٢ در حين عکس‌بردارى از تجمع خانواده‌هاى زندانيان در مقابل زندان اوين بازداشت شد. اين روزنامه‌نگار در مدت بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در اثر ضربات وارده در ٢٠ تير ماه در بيمارستان نظامى بقيه‌الله اعظم جان سپرد. پس از تلاش اوليه در پنهان کردن علت واقعى مرگ وى، مقامات رسمى ايران در ٢٥ تير اعلام کردند که زهرا کاظمى در اثر ”ضربه ى مغزى“ در گذشته است. پيکر زهرا کاظمى با تعجيل بسيار چهارشنبه اول مرداد ماه بر خلاف خواست پسرش استفان هاشميان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش شيراز به خاک سپرده شد. خانم عزت کاظمى مادر زهرا کاظمى در هشت مرداد ماه ١٣٨٢ در مصاحبه‌اى اعلام کرد که از سوى مقامات رسمى ايران شديدا تحت فشار قرار گرفته بود تا موافقت کند دخترش در ايران به خاک سپرده شود. از همان فرداى خاکسپارى، استفان هاشميان تنها فرزند زهرا کاظمى خواهان نبش قبر و انتقال پيکر مادر خود به کانادا است.
وکلاى خانواده زهرا کاظمى بارها نسبت به روند رسيدگى پرونده از سوى دستگاه قضايى انتقاد کرده‌اند. در برگزارى دادگاههاى بدوى و تجديدنظر به وکلا اجازه داده نشد تا براى روشن شدن حقايق شاهدان خود را که برخى از آنها مسئولان بلندپايه دستگاه قضايى بودند به دادگاه دعوت کنند، از جمله سعيد مرتضوى دادستان عمومى و انقلاب تهران که شخصا در بازجويى از زهرا کاظمى شرکت و بنابه گفته‌ى بسيارى از شاهدان در ماجراى قتل وى دخالت مستقيم داشته است.
گزارشگران بدون مرز از دادخواهى استفان هاشمى عليه رژيم ايران در کانادا حمايت مى‌کند. فرزند زهرا کاظمى براى بازداشت، شکنجه و قتل مادر خود خواهان دريافت خسارت مادى و معنوى شده است. کانادا و اتحاديه اروپا براى پايان دادن به مصونيت از مجازات بايد فعالانه از دادخواست موجه وکلا و خانواده زهرا کاظمى حمايت کنند.
از سوى ديگر خانواده عبدالرضا تاجيک روزنامه‌نگار و عضو کانون مدافعان حقوق بشر که در ٢٢ خرداد دستگرى شده است، هم‌چنان از محل بازداشت وى بى‌اطلاع هستند. همکار بسيارى از روزنامه‌هاى توقيف شده از جمله فتح، بنيان، بهار و شرق در کمتر از يک سال براى سومين بار بازداشت شده است.
موارد ناپديد“ شدن فعالان و روزنامه‌نگاران پس از بازداشت خودسرانه از سوى مقامات امنيتى - قضايى و يا در هنگام بازداشت چنان افزايش يافته است که مى‌توان گفت به رويه‌اى تبديل شده است. امروز عبدالرضا تاجيک مىتواند به قربانى ديگرى دستگاه قضايى ايران تبديل شود.
گزارشگران بدون مرز يادآور مى‌شود بازداشت و نگهدارى مخفيانه زندانى شکلى از ”ناپديد کردن اجبارى“ و نقض حقوق بين‌المللى است و مى‌تواند از مصاديق جنايت عليه بشريت بشمار آيد. جامعه جهانى نبايد در اين باره سکوت کند

۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

ترکیه کلید حمله به ایران است



ایمــــایان :ایران در لجبازی دوسرباخت یا سیاست چوب و پیاز ید طولایی دارد، جنگ ایران و عراق مهمترین نمونه است؛ هم جنگ، هم نرسیدن به پیروزی و هم تحمّل تلفات و پرداخت نشدن غرامتی ناچیز که در صورت پرداخت هم نمی‌توانست جبران مافات کند.۱- ابتدا بهتر است بین جنگ و حمله تفاوت بگذاریم؛ جنگ مانند آنچه در عراق و افغانستان دیدیم در ایران در کار نخواهد بود، هم به دلیل مشغول بودن امریکا در آن کشورها و هم تفاوت کشور پهناور ایران و هم نبودن نیاز به آن. یک حمله‌ی تنبیهی برای پاره کردن چرت کسانی که ادّعای امّ القرایی، توهّم رویین‌تنی و شبه‌خرافات آخرالزّمانی را به هم آمیخته‌اند، کفایت می‌کند. ۲- یک حمله‌ی کوچک تنبیهی (مثل حمله به مراکز هسته‌ای و مانند آن) هرچه باشد از حمله‌ی آگاهانه به ایرباس ایرانی موجّه‌تر و محتمل‌تر خواهد بود. این حمله، توجیهی مانند جلوگیری از رسیدن ایران به بمب هسته‌ای خواهد داشت ولی از آن حمله‌ی ظاهراً اشتباهی به افراد بی‌گناه هیچ دفاعی نمی‌توان کرد. این مثال برای تقریب به ذهن خطر حمله با توجّه به سابقه‌ی امریکا در این کار علاوه بر حمله به ناوهای ایرانی، سکّوهای نفتی و مشارکت در برخی عملیّات عراق مانند بازپس‌گیری فاو شاید بی‌فایده نباشد. ۳- حمله محدود و کوتاه خواهد بود به همراه هشدار حمله‌ی گسترده‌تر- در صورت عکس‌العمل ایران- به دیگر مراکز که ممکن است غیرنظامیان را نیز در برگیرد. ایران در تلافی حمله‌ی احتمالی شاید بتواند به چند ناو یا پایگاه نظامی حمله کند ولی آنها می‌توانند در جواب واکنش ایران یک آتش‌بازی مفصّل راه بیندازند. ایران به احتمال قوی تسلیم هسته‌ای و پذیرش یک خسارت محدود را به درگیری گسترده ترجیح خواهد داد. ۴- برخی افراد حاکمان فعلی را دیوانه می‌دانند و می‌گویند که از آنها هرکاری برمی‌آید ولی من می‌گویم که دیوانه‌ها هم با ترس آشنایی دارند. حالا دیگر ما می‌دانیم که احمق‌ترین دیوانه‌ای که در همسایگی ما بود، هم با چراغ سبز آمریکا به کویت حمله کرد، هم تسلیم را پذیرفت ولی آنان به عهد خود وفا نکردند و او نیز برای اینکه در این دم آخر از اسطوره‌ی مبارز خود یک شهید بسازد، حرفی از توافق پنهانی خود- یعنی زندگی در برابر استفاده نکردن از سلاحهای خود- نزد تا شبه‌جنگ امریکا وعراق یک برنده‌ی مطلق بیشتر نداشته باشد. آنجا هم خبری از سلاحهای کشتار جمعی نبود، آنجا هم سرسختی و مانور مقاومت و پایداری در مقابل امپریالیسم کار دست حاکمش داد.۵- حمله به ایران فقط از سوی یک کشور نخواهد بود بلکه کشورهای زیادی در این امر دست خواهند داشت. شرکت کشورهای ناتو و برخی همسایگان ایران احتمال واکنش ایران را باز هم کم می‌کند، هم اجماع کشورها می‌تواند امریکا را محق‌تر جلوه دهد و هم ایران در برابر چند هدف، خلع‌سلاح‌تر از یک هدف خواهد بود. ۶- تغییر در ترکیه، اسم شب حمله به ایران خواهد بود. اردوغان از دید من اشتباه مهلکی را با درافتادن با اسرائیل مرتکب شده است. ترکیه در صورت داشتن رابطه با اسرائیل بهتر می‌تواند روی این کشور فشار بیاورد تا اینکه کار را به رویارویی آشکار برساند. هر قدر مواضع ترکیه در دفاع از فلسطینیان در خور تقدیر است، ادامه دادن بحران کشتی اعزامی به غزّه تا مرز قطع روابط دیپلماتیک جای انتقاد دارد. اسلامگرایان ترکیه اگر نتوانند از دید غرب به عنوان نمونه‌ای مسلمان از آشتی و سازگاری با آنها و جایگزینی برای تندوران و بنیادگرایان اسلامی منطقه باشند- خاصّه آنکه با اسرائیل هم در بیفتند- می‌توانند با یک کودتا یا چیزی شبیه آن سرنگون شوند. اگر هزینه‌ی وجود آنها در منطقه از سود آنها بیشتر شد من شک ندارم که با لائیکها جایگزین خواهند شد و اگر چنین شود، متأسّفانه با اطمینان می‌توان گفت که ساعت شنی حمله به ایران وارونه شده است.پ. ن: آمدن لائیکها فواید دیگری نیز برای امریکا دارد مثلاً می‌توان پان‌ترکیسم را در منطقه به خصوص برای بازافروختن آتش جنگ منطقه‌ی قفقاز و توجیه حضور بیشتر امریکا در منطقه -چه از نظر مسائل استراتژیک و چه چنگ انداختن بر منابع انرژی- به کار گرفت.پ. ن۲: این مطلب خیلی وقت پیش به نظرم آمده بود که ترکیه کلید حمله به ایران است ولی مناقشه‌ی اخیر بین ترکیه و اسرائیل باعث شد حالا آن را بنویسم. همین مطلب چندی پیش از دیدگاهی کاملاً متفاوت در سرمقاله‌ی پنجره مطرح شد.

تبریز؛ دختر جوان پس از تجاوز توسط بسیجیها به قتل رسید

....در ختم الناز بابازاده مشخص می شود که فرزند يكي از سرداران پاسدار ایشان را به قتل رسانده و انگيزه ی خود از قتل و تجاوز را مبارزه با بد حجابي و انجام فرمان خدا اعلام كرده است!
****


هفته گذشته یک دختر جوان به نام الناز بابازاده، توسط نیروهای بسیج پس از تجاوز به قتل رسید.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، یکی از نیروهای بسیج به بهانه ی بد حجابی، با سد کردن راه خودرو الناز بابازاده در منطقه ولیعصر تبریز دستور توقف و به اصطلاح "اصلاح حجاب" وی را می دهد که با مقاوت این دختر جوان مواجه می شود.

فرد مذکور پس از مشاهده ی چنین وضعی، با کشیدن سلاح و تهدید وارد خودروی خانم بابازاده می شود و بلافاصله پس از آن دوتن دیگر از نیروهای لباس شخصی نیز وارد خودرو می شوند.

این سه تن پس از ضرب و شتم وحشيانه و تعرض و تجاوز جنسی به اين دختر جوان 26 ساله وی را با شلیک گلوله به قتل می رسانند و جسد را در اطراف گورستان اماميه تبريز رها مي كنند.

پس از تحقیقات محلی گزارشگر خبرگزاری حقوق بشر ایران، نهایتا در ختم الناز بابازاده مشخص می شود که فرزند يكي از سرداران پاسدار ایشان را به قتل رسانده و انگيزه ی خود از قتل و تجاوز را مبارزه با بد حجابي و انجام فرمان خدا اعلام كرده است!

خانواده ی بابازاده از این فرد شکایت کرده اند اما گفته مي شود كه سپاه تبريز در تلاش است تا پرونده ی این جنایت را در اختيار خود گرفته تا شخصا رسيدگي كند.

الناز بابازاده ساكن كوي وليعصر تبريز بوده است.

اخیرا نیروهای امنیتی به بهانه ی برخورد با بدحجابی و اجرای طرح حجاب و عفاف، آزادی زنان در کشور را محدود تر از قبل کرده اند و فضایی مملو از رعب و وحشت برای ایشان ساخته اند.

۱۳۸۹ تیر ۱۹, شنبه

محمد پیام آور صلح،دوستی و عدالت



هيلاري کلينتون: سخنان احمدي نژاد خسته کننده، کذب و بي اساس است


هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا، روز گذشته، به هنگام سخنراني در نشست بازبيني پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي، در واکنش به سخنان محمود احمدي نژاد، اظهارات وي در مورد ايالات متحده را ”خسته کننده، کذب و بي اساس“ خواند.
سايت راديو فرانسه : محمود احمدي نژاد، روز گذشته در حاليکه دربرابر نمايندگان کشورهاي امضا کننده پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي سخنراني ميکرد، گفت: دولت آمريکا متهم اصلي در توليد، اشاعه و استفاده از سلاخ هسته اي و تهديد به وسيله ي آن است. وي در ادامه سخنان خود خواستار انحلال عضويت آمريکا در شوراي حکام آژانس بين المللي اتميشد.
هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا، همچنين تصريح کرد: ايران در حال حاضر ”تنها کشوري است“ که از اجراي تعهدهاي پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي سرپيچي ميکند.
وزير امور خارجه ايالات متحده در ادامه تاکيد کرد: به همين منظور ايران با انزوا و فشارهاي روزافزون از سوي جامعه جهاني روبه رو است.
189
کشور امضا کننده پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي ان پي تي هر پنج سال يکبار گردهم ميآيند تا در زمينه اتخاذ رويکردهاي تازه و همکار در زمينه منع گسترش سلاحهاي هسته ي و چگونگي تقويت آن رايزني کنند.
نشست بازنگري معاهده منع توليد و گسترش سلاحهاي هسته اي از روز گذشته دوشنبه- در مقر سازمان ملل در نيويورک آغاز يه کار کرد و تا هفتم خرداد ماه ادامه خواهد يافت.
يوکيا آمانو، مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي، روز دوشنبه در نشست بازبيني پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي اعلام کرد آژانس بين المللي انرژي اتمي نميتواند صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران را تاييد کند.
مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي افزود: از آن‌جائي که ايران به‌طور کامل با آژانس همکاري نميکند، اين آژانس نميتواند تاييد کند که برنامه هسته اي ايران به منظور اهداف صلح آميز دنبال ميشود.
بان کيمون، مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي، در اقدامي نادر، پيش از حضور احمدي نژاد در جايگاه سخنراني، سالن را ترک کرد.

آخرین گزارشها در باره اعتصاب بازاریان تهران

خبرنگار ما از تهران: از شب گذشته شنیده شد که نمایندگان دولت با وجود ساعت ها رایزنی با برخی چهره های مطرح و معتمد بازار بزرگ تهران برای پایان دادن به اعتصابات حتی با وجود حضور در منازل برخی از آنها و اعلام رسمی اینکه دولت طرح افزایش مالیات را لغو نموده است خواستار آن شدند که از روز یکشنبه و با پایان یافتن تعطیلات بازاریان کار خود را شروع نمایند. اما عدم موافقت چهره های اصیل بازار برای پایان بخشیدن به اعتصابات سبب شد تا دولت برای یافتن راهکاری دیگر به بهانه گرمای هوا برای 2 روز در تهران تعطیلی اعلام نماید. اما خبر رسید که با توجه به بافت سنتی و پیوندهای کهن میان بازاریان تهران و برخی شهرهای بزرگ همچون تبریز، اصفهان، مشهد و شیراز اصناف مختلف در نظر دارند تا با اعتصابی هماهنگ بازار های بزرگ در کل کشور را وارد فاز جدید اعتصاب ها نمایند. دولت نیز مجبور شد تا برای مقابله با این شکست تمام کشور را به مدت 2 روز و به بهانه گرمای هوا تعطیل اعلام نماید. هيئت دولت نیز طي اطلاعيه‌اي روزهاي يكشنبه و دوشنبه هفته جاري را در برخي از استانهاي كشور به دليل گرماي شديد هوا در اين مناطق تعطيل اعلام كرد. مجلس شورای اسلامی در ابتدا با این طرح مخالفت نمود و اداره اخبار مجلس شوراي اسلامي هيئت رئيسه مجلس با صدور اطلاعيه‌اي اعلام كرد که مجلس شوراي اسلامي به منظور بررسي دستور جلسه هفتگي خود روز يكشنبه 20/ 4/ 89 جلسه علني خواهد داشت! مخالفت مجلس با دولت برای تعطیلی باعث شد تا بار دیگر اختلاف بین این دو نهاد روشن تر گردد. بسیاری از نمایندگان مجلس که خود در زمان انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی با لابی که با بازاریان شهرهای خود داشتند توانستند به مجلس راه یابند . از این رو با فشار بازاریان، مجلس در ابتدا با این طرح دولت مخالفت کرد. اما با ورود بیت خامنه ای به موضوع و بیان اینکه دولت برای ادامه رایزنی ها با بازاریان نیاز به زمان دارد و همکاری مجلس را می طلبد قوه مققنه نیز با دولت هماهنگ شود و بلافاصاله با دستور حکومتی محسن كوهكن سخنگوي هيات رئيسه مجلس اعلام نمود که با توجه به اعلام تعطيلي روزهاي يكشنبه و دوشنبه بيستم و بيست و يكم تيرماه، مجلس شوراي اسلامي روز يكشنبه (فردا صبح) جلسه علني نخواهد داشت. که برخی از خبرگزاری های حکومت نیز اخبار متناقض این درگیری را ناخواسته مخابره می نمودند.
خبرگزاری فارس که اخبار این تعطیلی غیر منتظره را با تناقض گویی مخابره می کند در ساعت 12:25 امروز شنبه اعلام کرد که مجلس فردا تعطیل نیست اما در ساعت 14:09 اعلام کرد که مجلس فردا تعطیل است!
با توجه به نفوذ دولت در صدا و سیما، تلویزیون جمهوری اسلامی در ساعات اولیه صبح با زیر نویس اعلام نمود که روزهای یکشنبه و دوشنبه تعطیل خواهد بود و قبل از هماهنگی با مجلس تیر خلاص اعلام تعطیلی را شلیک کرد و دست مجلس برای هرگونه اظهار نظر خالی ماند.
دیروز جمعه مجلس ختم حاجی کاشانی از چهره قدیمی بازار پارچه فروشان که توسط نیروهای بسیج با چاقو و قمه کشته شد تحت شدیدترین تدابیر امنیتی برگزار شد و برخی از بازاریان وابسته به حکومت برای گفتگو با چهره های اصیل بازار ماموریت حل این اعتصاب را داشتند که بی نتیجه ماند.
به طور حتم کشته شدن حاجی کاشانی که از چهره های مذهبی و خیر بازار تهران بود و چندان رابطه خوبی با جمهوری اسلامی نداشت و همینطور وحشیگری های لباس شخصی ها در سطح بازار بهانه مناسبی برای این فلج سازی بوده که در تاریخ انقلاب سابقه نداشته است.
اضافه می شود که بازاریان تهران نفوذ زیادی در بین نمایندگان مجلس دارند چرا که ثروت آنها پله های پیروزی بسیاری از نمایندگان در انتخابات مجلس بوده است. از طرفی همین نمایندگان پس از ورود به مجلس همانند یک جاده صاف کن برای حل مشکلات لابی های بازار کمک بزرگی خواهند بود. اخذ مجوز های ساخت و ساز، برطرف کردن مشکلات گمرکی، کمک برای تسهیل امور اداری و رانت و پارتی بازی های غیر قانونی از جمله دلایلی است که سبب پیوند محکم بازار و مجلس است.

۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

دادخواهی جنایت 18 تیر، درخواستی که هرگز فراموش نخواهد شد

امروز یازدهمین سالگرد 18 تیر 78 است. روزی که صبر دانشجویان به سر آمد و بستن روزنامه "سلام" بهانه ای شد تا سیل خشم خروشان لبریز شده آنها از دیوارهای دانشگاه عبور کرده و به خیابانها سرازیر شود.
دانشجویان دانشگاه ها به امواج مردم به جان آمده پیوستند و آسفالت خیابانها در زیر گامهای مصمم آنها داغ شد. فریادهایی که سالهای زیادی فرو خورده شده بود، از حنجره ها فوران کرد و به یکبار رژیم با سیل خروشانی روبرو شد که مدتها در پشت سد سانسور و سرکوب متراکم کرده بود. دولت محمد خاتمی، مدعی اصلاحات، قانون مداری و جامعه مدنی نه تنها این اعتراضات را برنتافت بلکه، چشم بر اوباشان سازمان یافته ای که برای به خون کشیدن دانشگاه گسیل شده بودند بست. اراذل حکومتی به کوی دانشگاه حمله ور شدند و دانشجویان را به خاک و خون کشیدند. این تنها در تهران نبود که دانشجویان مورد یورش وحشیانه قرار گرفتند بلکه، در تبریز نیز اوباش شبه نظامی تحت حمایت نیروهای انتظامی به دانشجویان حمله ور شده و صدای اعتراض آنها را به فجیع ترین شکل ممکن خفه کردند.
یازده سال پس از این فاجعه خونبار هنوز مسببان آن بر کسی معلوم نیست، هنوز هر وقت که حکومت اراده می کند گله های اوباش خود را به دانشگاه ها یا کوی دانشجویان می فرستند و سرکوبی هار را به وسیله آنها به انجام می رساند بدون اینکه مسوولیت آنرا به عهده بگیرد. هر فرد حکومتی از احمدی نژاد تا علی خامنه ای، از نمایندگان مجلس آخوندها تا مدعیان دروغین حقوق انسانها، برای دانشجویان اشک تمساح می ریزند و حمله به آنها را به ارواح نادیده و ناشناخته نسبت می دهند بدون اینکه قدمی در راه شناسایی این اوباشان وابسته بردارند.
امروز نه تنها دانشجویان بلکه، مردم کوچه بازار نیز از هویت این گله های اوباش با خبرند. حاشا کردن حکومت و تشکیل کمیته حقیقت یاب و تیم های تحقیقاتی و ... تنها برای وقت گذراندن و ایز گم کردن است. نه تنها این تحقیقات حکومتی تا کنون نتیجه نداده است بلکه در انتها علیه سرکوب شدگان و دانشجویانی که جان خود را از دست داده و یا در اثر ضرب و شتم نقص عضو شدند، بیانیه شداد و غلاظ صادر کردند. پرداخت مقدار ناچیزی پول در ازای نقص عضو یک دانشجو نه تنها هتک حرمت دانشجو بلکه، لگدمالی حقوق انسانی ای است که به خیال حکومت می شود آنرا با چند سکه دزدیده شده از اموال عمومی سودا کرد. و این گونه مسببان این فجایع راست راست راه می روند و برای ادامه سرکوب و داغ درفش مردم نقشه می کشند.
در سالگرد 18 تیر به دانشجویان و زنان و مردانی که با گذشتن از جان و جسم خود چهره دژخیمان ولایت فقیه را در پیش چشم افکار عمومی عریان کردند درود می فرستیم. هنوز تشکیل یک کمیته حقیقت یاب برای رسیدگی به این فاجعه می تواند عوامل پشت پرده آنرا بیش از گذشته به روی صحنه براند و خواستی حقوقی و عملی است. آمران و عاملان فجایع 18 تیر باید به دادگاه کشانده شده و در پیش چشم مردمی که حقوق آنان پایمال شده محاکمه عادلانه شوند. تنها با محاکمه عادلانه مسببان چنین فجایعی می شود از تکرار آن جلوگیری کرد. انجام این مهم هم شدنی نیست مگر در شرایطی دموکراتیک و در دستگاه قضاییه ای عادلانه که در رژیم ولایت فقیه چنین چیزی غیر ممکن است. پس شرط اولیه چنین امری روفتن رژیم جانی و سرکوبگر ولایت از صحنه کشور و بر قراری رژیمی دموکراتیک است تا شرایط برای بسیاری از کارها از جمله تشکیل دادگاهی عادلانه و بی طرف برای رسیدگی به فجایعی همچون 18 تیر فراهم شود.
جعفر پویه

18تیر؛ حضور نیروهای سرکوبگر در خیابان انقلاب و امیرآباد

خبرنگار ما از تهران: جمعه،18تیر ماه ساعت 02:30 سپاه مقداد تهران در خیابان انقلاب با استقرار پست های گشت عبور و مرور اتومبیل ها را کنترل می کند و بسیاری از اعضای بسیج مستقر در این پست های گشت به کلت و کلاشینکف مسلح می باشند. اتومبیل های پلیس و نیروی انتظامی در بخش های مرکزی تهران بویژه نزدیک دانشگاه تهران رفت و آمد دارند. از منطقه امیرآباد خبر می رسد که لباس شخصی ها با موتور به فاصله هر 30 دقیقه از این خیابان عبور می کنند و با استفاده از صدای موتورهای خود جلب توجه می نمایند و سکوت شب را می شکنند. به نظر می رسد ترس حکومت از حضور دوباره مردم و مصادف شدن سالگرد قیام 18تیر با اعتصاب بازار بر ترس آنها افزوده که در این ساعات شب نیز تهران را به شکل امنیتی درآورده اند.

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

فراخوان جبهه متحد دانشجویی به برگزاری مراسم سالگرد قیام 18 تیر

به نام آزادی

بیانیه جبهه متحد دانشجویی به مناسبت یاردهمین سالگرد قیام 18 تیر

در آستانه یازدهمین سالگرد قیام دانشجویی 18 تیر از دانشجویان،کارگران،معلمان، بازاریان و مردم آزادیخواه ایران می خواهیم که این روز را گرامی داشته و با تجمع در دانشگاه ها ومسیرهای سبز همیشگی، نارضایتی خود را به حاکمیت سرکوب،شکنجه و اعدام ابراز نمایند.

پس از گذشت یازده سال از حادثه کوی دانشگاه، بهروز جاوید طهرانی آخرین زندانی بازمانده از قیام خونین 18 تیر 78 همچنان در زندان بسر می برد و زیر وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دارد.مجید توکلی و ضیاء نبوی نیز به جرم دادخواهی باید در زندان و زیر شکنجه باشند. معلمان دلسوز و کارگران زحمتکش ایران به جرم مطالبه حقوق صنفی و سندیکایی خود باید بازداشت و مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار بگیرند.فعالین حقوق زنان،روزنامه نگاران،وبلاگ نویسان،وکلا،فعالین حقوق بشر،دراویش،بازاریان و... همه یک درد مشترک دارند.مردم خردمند ایران باید بدانند که تنها راه گذار از حاکمیت دیکتاتوری و رسیدن به دموکراسی و حقوق بشر همبستگی جنبش های اجتماعی است.
اتحادیه معلمان ایران نیز در این راه جنبش دانشجویی را تنها نگذاشته و معلمان آزاده را به تجمع در مقابل درب جنوبی دانشگاه تهران در ساعت 17 روز جمعه 18 تیر دعوت کرده است.
18 تیر فرصت مناسبی برای نشان دادن اتحاد و همبستگی مردم ایران می باشد.در این روز باید خواستار آزادی زندانیان سیاسی شویم.زندانیانی که پس از گذشت چندین ماه از بازداشت شان همچنان در بلاتکلیفی و مظلومیت بسر می برند.
از لشکر کشی حکومت نیز نترسید ما همه با هم هستیم.ما ملت بی شکستیم.چرا که به مردم دنیا ثابت شده است که چه کسانی شکنجه گر و در کهریزک هایشان به اسیران خود تجاوز می کنند.
بگذارید ما را سرکوب کنند دنیا نظاره گر رفتار حکومت ایران با شهروندان خود می باشد در نهایت این مردم ایران هستند که پیروز میدان خواهند بود.

زنده باد آزادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد
جبهه متحد دانشجویی
16/4/1389 خورشیدی

ادامه اعتصاب و تنش در بازار تهران


اعتصاب بازاريان

براي دومين بار در چند سال اخير بخشي از بازار ايران دست از کار کشيد تا دولت را در برابر خواسته‌هاي خود مجبور به تمکين کند. اين اعتصاب در دومين روز خود با دخالت نيروهاي انتظامي و لباس شخصي ابعاد تازه‌تري پيدا کرده است. چند سايت خبري مخالفان دولت ايران از تهران گزارش دادند که در دومين روز اعتصاب بازاريان تهران، نيروهاي انتظامي از آنها خواسته‌اند که مغازههاي خود را بازکنند و به اعتصاب خاتمه دهند.
دويچه وله : گزارش‌هاي تاييد نشده‌اي نيز از حمله‌ي نيروهاي انتظامي و برخي لباس شخصي‌ها به مغازه‌هايي که هم‌چنان به اعتصاب خود ادامه دادند، منتشر شده است.
همچنين اين منابع خبري مدعي شدند در پي اين اقدامات تعداد بيشتري از بازاريان‌ مغازه‌هاي خود را تعطيل کردند و براي ساعتهايي فضاي بازار متشنج شده است.
دومين عقب‌نشيني دولت
بنابر گزارش خبرگزاري‌هاي ايران اعتصاب و تنش در بخش‌هايي از بازار تهران از روز گذشته، ۱۵تيرماه (۶ جولاي)، درپي بالا گرفتن اختلاف ميان سازمان امور مالياتي و اصناف در خصوص تعيين ماليات سال ‌٨٨ ، آغاز شد.
سايت آفتاب‌نيوز گزارش داد «سراي پارچه‌فروشان، پاساژ قائم، بازار قماش و پرده، بازار عباس‌آباد و حمام چال از جمله بازارهايي بود که با نا آرامي و اعتراض بازاريان همراه بود. همچنين بازار طلا و پارچه با هدف عقب انداختن مجدد ماليات بر اصناف دست به اعتصاب زدند».
محمد طحان‌پور، ‌رئيس اتحاديه کشوري لوازم خانگي به خبرگزاري ايسنا گفته از مدتها قبل در مورد اين اتفاق در جلسات ”انجمن اسلامي اصناف و بازاريان“ هشدار داده است.
وي مي‌افزايد: «از همان زمان که احتمال عدم توافق مطرح شد اين موضوع را پيشبيني ميکردم و بارها به مسئولان ذي‌ربط نيز بهصورت مکتوب اعلام کردم که اثرات و پيامدهاي ناگواري به دنبال خواهد داشت».
ساعتهايي پس از آغاز اعتصاب، خبرهايي از توافق ميان دولت و اصناف براي لغو تصميم دولت براي افزايش ماليات منتشر شد. تلويزيون دولتي ايران نيز شامگاه سه‌شنبه اعلام کرد که ”دولت هيچ برنامهاي براي افزايش ماليات نخواهد داشت“ .
روايت دولتي از ماجراي افزايش ماليات
يک روز پس از اعتصاب در بازار تهران، معاون وزير بازرگاني ايران در مصاحبه با خبرگزاري فارس مدعي شد افزايش ۷۰ درصدي ماليات از ابتدا نيز مطرح نبوده که منتفي شود.
محمدعلي ضيغميگفت: ”بخشي از مشمولين قانون ماليات هاي مستقيم تا پايان تير ماليات خود را بر اساس ۴۰ درصد ماليات عملکرد سال ۸۷ بپردازند تا ماليات قطعي سال ۸۸ توسط اتحاديهها تعيين و تا پايان مرداد ماه پرداخت شود“ .
وي اضافه کرد: ”گروهي ديگر از اصناف کمتر از ۷۰ درصد کل اصناف کشور هستند به احتمال زياد تا پايان ۳۱ تيرماه ماليات آنها تعيين شده و بايد اظهار نامه‌هاي خود را تحويل دهند“ .
اما پيش از اين رئيس شوراي اصناف در مصاحبه با رسانه‌هاي گروهي اين پرسش را مطرح کرد که ”در سال ۸۸ چه اتفاقي در رابطه با اقتصاد افتاده است که ماليات اصناف ۷۰ درصد افزايش يافته است؟“
نوده فراهاني مدعي است ”اصناف توان پرداخت افزايش ۷۰ درصدي ماليات را ندارند و سازمان امور مالياتي هم نبايد چنين توقعي داشته باشد“ .
اولين تلاش ناکام
بازار تهران در روز سه‌نشبه ۱۵ تيرماه ۱۳۸۹ قانون ماليات بر ارزش در سال ۸۷ تصويب شده تا در مدت آزمايشي ۵ ساله از تاريخ اول مهرماه ۱۳۸۷ به اجرا گذاشته شود. اما زمزمه اجراي اين قانون واکنش تند بخشي از بازاريان ذي‌نفوذ را در پي داشت.
در اواسط مهر ماه ۸۷ اعتراض برخي اصناف به ويژه طلافروشان و پارچه فروشان در برخي شهرها که از اصفهان شروع و به تبريز، مشهد، شيراز و سرانجام تهران کشيده شد، محمود احمدينژاد را به واکنش واداشت.
وي اعلام کرد ”بهزودي دولت لايحه‌اي را به مجلس مي‌دهد تا مجلس حداقل فرصت را براي مهيا کردن زمينه‌ها و اقدامات لازم براي اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده را تمديد کند“ .
اظهاراتي که به عقب‌نشيني دولت در برابر بازار تعبير شد. در ابتدا دولت اجراي اين طرح را يک‌سال به تعويق انداخت و سپس برخي از فعاليتهاي اقتصادي را معاف از اجراي اين قانون نمود.
ماليات؛ تعهد دوجانبه دولت و ملت
ماليات يک نوع هزينه اجتماعي است که شهروندان موظف‌اند در راستاي بهره‌وري از امکانات و منابع يک کشور پرداخت کنند تا توانائي‌هاي جايگزيني اين امکانات و منابع مهيا گردد.
ماليات در واقع انتقال بخشي از درآمدهاي جامعه به دولت و يا بخشي از سود فعاليتهاي اقتصادي است که نصيب دولت مي‌گردد تا براي تداوم فعاليتهاي دولت و مديريت جامعه صرف شود.
در ازاي پرداخت ماليات شهروندان از دولتها انتظار پاسخگويي و توانايي مديريت صحيح جامعه را دارند. در اين حالت دولتها همه تلاش خود را در جهت کسب رضايت‌مندي عمومي به کار مي‌گيرند. پيش از اين در کشورهاي به اصطلاح نفتي معمولا موضوع ماليات آنچنان جدي گرفته نمي‌شد. تنها در دهه اخير حکومت ايران سعي کرده در کسب ماليات از فعاليتهاي اقتصادي سختگيرانه‌تر برخورد کند. داستان ماليات در ايران هم‌چنان به سرانجام مشخصي نرسيده و بسياري از بخش‌هاي اقتصادي ”با نفوذ“ در مقابل تغييرات قانوني مقاومت مي‌کنند.
به باور کارشناسان اقتصادي وابستگي‌هاي سياسي و سو مديريت‌دولت موجب شده که اخذ ماليات قانوني از بخشي از بازاريان و تجار ‌نزديک به حکومت، دچار مشکلات عديده‌اي گردد. اين درحالي است که ديگر بخش‌هاي اقتصادي خصوصي و فعالان خرده‌پا توان سرپيچي از قوانين مالياتي را ندارند.
در حالي که در کشورهاي توسعه يافته در برابر ”فرار مالياتي“ قوانين سختگيرانه‌اي اجرا مي‌گردد، در ايران دولتها از اجراي قوانين مصوب مالياتي ناتوان هستند.
مهدي محسني
تحريريه: مصطفي ملکان